سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
شهید مسعود احمدی

شهید مسعود احمدی


سردار سرلشکر پاسدار شهید محمدعلی جهان‌آرا


 


 


 


 



 


 


تولد و کودکی


 


فعالیتهای سیاسی – مذهبی


 


فعالیتهای دوران انقلاب


 


تشکیل کانون فرهنگی نظامی خرمشهر


 


تشکیل سپاه خرمشهر و مقابله با توطئه‌ها


 


نقش شهید در خنثی‌سازی کودتای نوژه


 


حماسه خونین‌شهر


 


ویژگیهای اخلاقی


 


نحوه شهادت


 


تجلیل مقام معظم رهبری از شهید محمد جهان آرا


 


گوشه ای از وصیتنامه


 


 


 


تولد و کودکی


به سال 1333 در خانواده‌ای مستضعف، مسلمان، متعهد و دردکشیده در خرمشهر متولد شد. پایبندی خانواده او (بویژه پدرش) به اسلام عزیز باعث گردید که از همان کودکی عشق به خدا و خاندان عصمت و طهارت(ع) در جان و قلب محمد ریشه دواند. از همین ایام وی تحت نظر پدر بزرگوارش به فراگیری قرآن مجید پرداخت.


 



 


فعالیتهای سیاسی – مذهبی


فعالیتهای سیاسی – مذهبی شهید جهان‌آرا از شرکت در جلسات مسجد امام صادق(ع) خرمشهر شروع شد. واز همان زمان مبارزه جدی او علیه طاغوت آغاز شد. در سال 1348 – در سن 15 سالگی – تحت تاثیر جنبش اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) همراه عده‌ای از دوستان فعال مسجدی‌اش وارد مبارزات سیاسی شد. ابتدا به برپایی جلسات تدریس و تفسیر قرآن در مساجد پرداخت؛ ضمن آنکه در مبارزات انجمنهای اسلامی دانش‌آموزان نیز شرکتی فعال داشت. در اواخر سال 1349 همراه برادرش به عضویت گروه مخفی حزب‌الله خرمشهر درآمد.


افراد این گروه با هم میثاقی را نوشته و امضاء کردند و در آن متعهد شدند که تحت رهبری حضرت امام خمینی(ره) تا براندازی رژیم منفور پهلوی از هیچ کوششی دریغ نکرده و از جان و مال خویش برای تحقق این امر مضایقه نکنند.


بعد از آن، برای عمل به مفاد عهدنامه و به منظور خودسازی، روزه می‌گرفتند و به انجام عباداتشان متعهد بودند.


این گروه برای انجام نبردهای چریکی، یکسری از ورزشها و آمادگیهای جسمانی را در برنامه‌های روزانه خود قرار داده بودند تا در ابعاد جسمانی و روحانی افرادی خود ساخته شوند.


در سال 1351 این تشکل به وسیله عوامل نفوذی از سوی رژیم منحوس پهلوی شناسایی شد و شهید جهان‌آرا، به همراه سایر اعضای آن دستگیر گردیدند. پس از مدتی شکنجه و بازجویی در ساواک خرمشهر، سید محمد به علت سن کم به یکسال زندان محکوم و به زندان اهواز منتقل گردید. مدتی که در زندان بود در مقابل شدیدترین شکنجه‌ها مقاومت می‌کرد، به همین جهت دوستانش همیشه از طرف او خاطر جمع بودند که هرگز اسرار و اطلاعات را فاش نخواهد کرد. ایشان با اخلاق و رفتار پسندیده و حسن برخوردش، عده‌ای از زندانیان غیرسیاسی را نیز به مسیر مبارزه و سیاست کشانده بود.


پس از آزادی از زندان، پرتلاشتر از گذشته به فعالیت خود ادامه داد و ساواک او را احضار و تهدید کرد تا از فعالیتهای سیاسی و اسلامی کناره‌گیری کند. تهدیدی بی‌نتیجه، که منتهی به نیمه مخفی شدن فعالیتهای او و دوستانش گردید.


 


 



 


پس از اخذ دیپلم (در سال 1354) برای ادامه تحصیل راهی مدرسه عالی بازرگانی تبریز شد و برای شکل‌گیری انجمن اسلامی این مرکز دانشگاهی تلاش نمود. در این زمان در تکثیر و پخش اعلامیه‌های امام امت(ره) و نیز انتشار جزوه‌ها و بیانیه‌های افشاگرانه علیه سیاستهای سرکوبگرانه رژیم فعالیت می‌کرد.


در سال 1355 به دلیل ضرورتی که در تداوم جهاد مسلحانه احساس می‌کرد به گروه منصورون پیوست. از همین دوران بود که به دلیل ضرورتهای کار مسلحانه مکتبی، ناچار به زندگی کاملاً مخفی روی آورد.


سال 1356 مامور جابجایی مقادیری سلاح از تهران به اهواز شد. در حالی که گروه توسط عوامل نفوذی ساواک شناسایی شده و گلوگاههای جاده تهران – قم توسط مامورین کمیته مشترک ضدخرابکاری کنترل می‌شد، وی ماهرانه خودرو حامل سلاحها را از تور ساواک عبور داد و به اهواز رساند با همین سلاحها محمد و دوستانش دست به اجرای تعدادی عملیات مسلحانه (هماهنگ با اعتصاب کارگران شرکت نفت در اهواز) زدند.


در کنار فعالیتهای مسلحانه، امور سیاسی – تبلیغی را نیز از یاد نمی‌برد و دامنه فعالیتهایش را به شهرهای تهران، قم، یزد، اصفهان و کاشان گسترش داد.


در تاریخ 2/2/1357 سیدعلی جهان‌آرا، برادر سیدمحمد نیز توسط ساواک به شهادت می‌رسد.


 


 


فعالیتهای دوران انقلاب  


در بهار و تابستان سال 1357 محمد تصمیم می‌گیرد تا به منظور گذراندن آموزش و کسب تجارب نظامی بیشتر همراه با عده‌ای از دوستان خود به سوریه و اردوگاههای مقاومت فلسطین برود. شهید حجت‌الاسلام سیدعلی اندرزگو مسئولیت اعزام سید محمد و دوستانش را عهده‌دار می‌شود. پس از اعزام گروهی از یاران محمد و همزمان با راهی شدن خود او، کشتار مردم تهران در میدان ژاله سابق توسط رژیم صورت می‌گیرد که محمد را از رفتن به خارج منصرف می‌نماید. او تصمیم می‌گیرد در ایران بماند و به مبارزه در شرایط حاد آن دوران ادامه دهد.


 


 



 


در پاییز سال 1357 در پی اعزام تانکهای ارتش رژیم شاه به خیابانهای اهواز و کشتار مردم، سید محمد و دوستانش تصمیم به دفاع مسلحانه از مردم تظاهر کننده می‌گیرند. در یک درگیری سنگین با نیروهای زرهی رژیم، حدود 30 نفر از مزدوران و چماقداران شاهنشاهی را مجروح می‌کنند و سالم به مخفی‌گاه خویش باز می‌گردند.


با پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمن 1357 سید محمد پس از دو سال و نیم زندگی مخفی به خرمشهر باز می‌گردد.


 


 


 


تشکیل کانون فرهنگی نظامی خرمشهر


به منظور حراست از دست‌آوردهای فرهنگی، سیاسی انقلاب اسلامی و تلاش در جهت تعمیق و گسترش آنها و جلوگیری از تحقق توطئه‌های عوامل بیگانه، که با طرح مساله قومیت و ملیت سعی در ایجاد انحراف در ادامه مبارزه و مسیر انقلاب داشتند، شهید جهان‌آرا همراه عده‌ای از یاران خویش کانون فرهنگی نظامی انقلابیون خرمشهر را تشکیل داد تا با بسیج مردم و نیروهای جوان و تشکل حرکت سیاسی‌شان، آنان را در دفاع از انقلاب و مقابله با توطئه‌های دشمنان آماده نماید.


شهید جهان‌آرا خود مسئولیت شاخه نظامی کانون را عهده‌دار گردید و با توجه به تجربیات و آگاهیهای نظامی، به آموزش برادران و سازماندهی آنان پرداخت و با عنایت به اطلاعاتی که از جنگ چریکی و شهری داشت، شهر را به چندین منطقه تقسیم کرد و مسئولیت حفاظت از هر منطقه را به عهده تیمهای مشخص نظامی گذارد که شاخه نظامی کانون به عنوان واحد اجرایی دادگاه انقلاب عمل می‌کرد. کانون توانست به یاری دادگاه انقلاب، عده‌ای از عمال حکومت نظامی و برخی از سرمایه‌داران بزرگ را، که عوامل مزدور بیگانه توسط آنان کمک مالی می‌شدند، دستگیر و به مجازات برساند.


 


 


تشکیل سپاه خرمشهر و مقابله با توطئه‌ها  


شهید جهان‌آرا در شکل‌گیری سپاه خرمشهر نقش فعال و اساسی داشت و ابتدا مدتی مسئولیت واحد عملیات را به عهده گرفت.


در آن زمان با توجه به ضعف عملکرد دولت موقت در تامین خواسته‌های طبیعی و اولیه مردم محروم منطقه،‌ گروهکهای چپ و راست تلاش داشتند تا با طرح ضعفهای ناشی از حکومت ستمشاهی، نظام و کل حاکمیت آنرا زیر سئوال برده و مردم را نسبت به انقلاب و رهبری آن بدبین و به مقابله با آن بکشانند. جریان منحرف و وابسته «خلق عرب» نیز به عنوان یکی از ابزارهای استکبار جهانی، در منطقه قد علم کرده بود تا برای اشاعه اهداف استکبار، با پشتیبانی حزب بعث عراق، اعلام موجودیت نماید و عملاً با طرح اختلاف شیعه و سنی،‌ برای تجزیه خوزستان و رویارویی همه جانبه با نظام جمهوری اسلامی ایران برخیزد. شهید جهان‌آرا در این شرایط به فرماندهی سپاه خرمشهر منصوب شد.


 


 



 


شهید جهان‌آرا با بکارگیری پاسدارن انقلاب و همکاری مردم، این آشوب را سرکوب و با عناصر فرصت‌طلب قاطعانه برخورد کرد و به لطف خدای تبارک و تعالی بساط این گروهک ضدانقلابی برچیده شد.


از اقدامات مهم و حیاتی شهید در این زمان، تشکیل یک واحد عمرانی در سپاه بود؛ زیرا جهادسازندگی در این شهر هنوز راه‌اندازی نشده بود.


ایشان برادران سپاه را برای حفاظت از دست‌آوردهای انقلاب و ایستادگی در مقابل عوامل بیگانه تشویق و ترغیب می‌کرد تا به خدمت و امداد برادران روستایی و عرب ساکن در نقاط مرزی که در معرض تهاجم فرهنگی عوامل بیگانه قرار داشتند، بشتابد و با کار عمرانی و فرهنگی زمینه‌های عدم پذیرش در مقابل نفوذ دشمن را در مردم تقویت کنند. در واقع وی دو عامل فقر و جهل را زمینه اساسی فعالیت ضدانقلاب در منطقه می‌دانست و با درک این مساله ضمن تکیه بر مبارزه پیگیر علیه عوامل بیگانه، به ضرورت کار فرهنگی و تامین نیازهای مردم منطقه اصرار فراوان داشت.


 



 


نقش شهید در خنثی‌سازی کودتای نوژه


شهید جهان‌آرا در جریان کودتاه نوژه به منظور جلوگیری از هرگونه حرکت و اقدام ضدانقلاب در پایگاه سوم دریایی خرمشهر، از سوی شورای تامین استان خوزستان به سمت فرماندهی این پایگاه منصوب گردید و به کمک نیروهای مومن و معتقد، تا تثبیت اوضاع و کشف بخشی از شبکه کودتا در میان عناصر نیروی دریایی، این مسئولیت را عهده‌دار بود.


ایشان ضمن اینکه با زیرکی و درایت در خنثی کردن این توطئه عمل می‌کرد، در بین پرسنل نیروی دریایی نیز از مقبولیت خاصی برخوردار بود و همه مجذوب اخلاق، رفتار و برخوردهای اصولی وانقلابی او شده بودند.


 


 



 


 


حماسه خونین‌شهر   


در غروب روز 31 شهریور 1359 شهر خرمشهر را زیر آتش گرفتند و مطمئن بودند که با دو گردان نیرو ظرف مدت 24 ساعت خواهند توانست آن را به تصرف خود درآورند و بعد از آن، از طریق پل ذوالفقاریه، به آبادان دسترسی پیدا کنند و در فاصله کوتاهی به اهواز رسیده و خوزستان عزیز را از کشور جمهوری اسلامی جدا نمایند. اما پیش بینی متجاوزین بعثی به هم ریخت و آنها در مقابل مقاوت دلیرانه مردم خرمشهر، مجبور شدند بخش زیادی از توان نظامی خود را (بیش از دو لشکر) در این نقطه، زمین گیر کرده و 45 روز معطل شوند و در نهایت پس از عبور از دو پل کارون و بهمنشیر، آبادان را به محاصره در آورند. شهید جهان آرا در مورد یکی از صحنه های این حماسه عاشورایی می گوید:


«امیدی به زنده ماندن نداشتیم. مرگ را می دیدیم. بچه ها توسط بی سیم شهادتنامه خود را می گفتند و یک نفر پش بی سیم یادداشت می کرد. صحنه خیلی دردناکی بود. بچه ها می خواستند شلیک کنند، گفتم: ما که رفتنی هستیم، حداقل بگذارید چند تا از آنها را بزنیم، بعد بمیریم. تانکها همه طرف را می زدند و پیش می آمدند. با رسیدن آنها به فاصله صد و پنجاه متری دستور آتش دادم. چهار آرپی جی داشتیم، با بلند شدن از گودال، اولین تانک را بچه ها زدند. دومی در حال عقب نشینی بود که به دیوار یکی از منازل بندر برخورد کرد. جیپ فرماندهی پشت سر، به طرف بلوار دنده عقب گرفت، با مشاهده عقب نشینی تانک، بلند شدم و داد زدم: الله اکبر، الله اکبر، ... حمله کنید؛ که دشمن پا به فرار گذاشته بود...»


جانباز عزیز جنگ، برادر محمد نورانی در این باره می گوید:


«وارد حیات مدرسه شدم. بوی باروت شدید می آمد. در داخل ساختمان دیدم قتلگاه روز عاشورا است. همین طور بچه ها در خون خودشان می غلطند. اسلحه ام را برداشتم آمدم بیرون، شهید جهان آرا تازه رسیده بود. گفتم: دیدی همه بچه ها را از دست دادیم! در حالی که شدیداً متأثر شده بود، مثل کوه، استوار و مصمم گفت: اگر بچه ها را دادیم اما امام را داریم، ان شاء الله امام خمینی(ره) زنده باشد.»


آنها بادست خالی در حالی که اسلحه و مهمات نداشتند و سیاست بازانی چون بنی صدر ملعون و مشاورین جنگی او معتقد بودند که خرمشهر و آبادان ارزش سیاسی – نظامی ندارد، باید زمین داد تا از دشمن، زمان گرفت و ... با چنگ و دندان شجاعانه قدم به قدم و کوچه به کوچه با مزدوران بعثی جنگیدند و به فرمان رهبر و مقتدای خود، مردانه ایستادگی کردند و با توجه به اینکه پاسداران سپاه خرمشهر کم بودند با عده ای از مردم مسلمان و مؤمن، مانع اشغال شهر شدند. تا اینکه رزمندگان، خودشان را در گروه های کوچک (در حد دسته و گردان) به آنها رسانده و تحت فرماندهی این سردار دلاور اسلام علیه دشمن وارد عمل شدند.


در این مرحله شهید جهان آرا با سازماندهی مناسب نیروهای سپاه و مردمی و به کارگیری به موقع رزمندگان اسلام، عرصه را بر نیروهای عراقی تنگ کرده بود. اما فشار دشمن هر روز بیشتر می شد و ادوات و تجهیزات جنگ زیادی را وارد عمل می کرد.


برادری تعریف می کند:


«روزهای آخر این مقاومت بود که بچه‌ها با بی سیم به شهید جهان‌آرا اطلاع دادند که شهر دارد سقوط می‌کند. او با صلابت به آنها پیام داد که باید مواظب باشیم ایمانمان سقوط نکند.»


شهید جهان‌آرا می‌گفت:


«آرزو می‌کنم در راه آزاد کردن خونین‌شهر و پاک کردن این لکه از دامان جوانان شهید شوم.»


او و همرزمانش با توکل به خدا، خالصانه جانفشانی کردند. در برابر دشمن ایستادند و با فرهنگ شهادت‌طلبی در برابر دشمن تا دندان مسلح، مقاومت کردند و زیر بار ذلت نرفتند و یکبار دیگر حماسه حسینی را در کربلای ایران اسلامی تکرار نمودند.


سردار غلامعلی رشید در ارتباط با این حماسه به لحاظ نامی می‌گوید:


«مقاومت در خرمشهر نه تنها در وضعیت مناطق مجاورش مثل آبادان اثر مستقیم داشت، بلکه در سرنوشت کلی جنگ نیز تاثیر گذاشت و باعث تاخیر حمله عراقیها به اهواز گردید و آنها نتوانستند در ادامه جنگ، به اهداف خود برسند. برادر عزیز شهید جهان‌آرا با الهام از سرور آزادگان جهان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش به ما آموخت که چگونه باید در برابر دشمن مردانه جنگید.»


 


 



 



 


ویژگیهای اخلاقی


 


 شهید جهان‌آرا در کنار فعالیتهای گسترده نظامی، به مسئله خودسازی و جهاد با نفس و کوششهای عرفانی در جهت تقرب هرچه بیشتر به خداوند با تلاوت پیوسته قرآن، دعا و تلاش برای افزایش میزان آگاهیهای سیاسی و اجتماعی توجه ویژه‌ای داشت.


از قدرت تجزیه و تحلیل بالایی برخوردار بود و نفوذ کلام عجیبی داشت.


خوش خلقی، قاطعیت، خلوص، تقوی، توکل، فداکاری، اعتماد عمیق به ولایت فقیه و حضرت امام(ره) و خستگی‌ناپذیری از خصوصیات بارز وی بود.


به برادران می‌گفت:


«انقلاب بیش از هرچیز برای ما یک امتحان الهی و یک آزمایش تاریخی و اجتماعی است و در جریان آن امتحان باید رنج، محرومیت، مصایب و ناملایمات را با آغوش باز بپذیریم و در برابر آشوبها و فتنه‌ها با خلوص و شهامت، محکم بایستیم و از طولانی شدن دوران امتحان و افزایش سختیها و ناملایمات نهراسیم، زیرا علاوه بر اینکه خود را از قید افکار شرک‌آلود و وابستگیها، پاک و خالص می‌کنیم، ریشه و نهال انقلابمان عمیق و استوارتر می‌شود و از انحراف و شکست مصون می‌ماند.»


در مبارزات، هیچ‌گاه به مسیر انحرافی گام ننهاد و همیشه از محضر علما و روحانیون کسب فیض می‌کرد. عشق و علاقه زیادی به حضرت امام خمینی(ره) داشت و تکه کلامش این بود: من مخلص و چاکر امام هستم. از جمله سخنانش این بود که: مادامی که به خدا اتکا داریم و رهبریت بزرگی چون امام داریم، هیچ غمی نداریم.


سید محمد دارای روحیه‌ای عرفانی بود و بسیاری از اوقات دیده می‌شد که در حال راز و نیاز با خدای خود است. زمانی که در زندان به سر می‌برد، از نماز شب غفلت نمی‌کرد.


تواضع و فروتنی در سید موج می‌زد. با وجود اینکه فرماندهی سپاه خرمشهر را به عهده داشت خود را یک بسیجی می‌دانست و در حالی که فرماندهی قاطع بود اما رابطه عاطفی و برادرانه خود را با نیروهای تحت امر حفظ کرده بود.


او به تربیت کادرهای کارآمد توجه خاصی داشت و در رشد دادن نیروهای مردمی، تلاش چشمگیری نمود. صبر و استقامت، فداکاری و شهادت‌طلبی از خصایص بارزی بود که وجود سید را بسان شمعی در انقلاب ذوب نمود و جان شیرینش را فدای جانان کرد.


 



 



 


 


نحوه شهادت


در ساعت 30/19 دقیقه سه شنبه هفتم مهرماه 1360 (بعد از عملیات ثامن‌الائمه) یک فروند هواپیمای سی-130 از اهواز به مقصد تهران در حرکت بود تا بدن پاک و مطهر شهدا را به خانواده‌هایشان و مجروحین عزیز جنگ را به بیمارستانها برساند، که در منطقه کهریزک تهران دچار سانحه شد و سقوط کرد. از جمله شهدای این سانحه تیمسار سرلشکر شهید ولی الله فلاحی (جانشین رئیس ستاد مشترک آجا)، سرتیپ شهید موسی نامجو (وزیر دفاع)، سرتیپ خلبان شهید جواد فکوری (مشاور جانشین رئیس ستاد مشترک آجا)، سردار سرلشکر پاسدار شهید یوسف کلاهدوز (قائم مقام فرماندهی کل سپاه) و سردار سرلشکر پاسدار شهید سید محمد علی جهان‌آرا (فرمانده سپاه خرمشهر) بودند.


شهید سید محمد علی جهان‌آرا پس از سالها مبارزه، تلاش و فداکاری خالصانه در سخت‌ترین شرایط، به آرزوی دیرین خود رسید و به شرف شهادت نایل آمد.


 


 


تجلیل مقام معظم رهبری از شهید محمد جهان آرا


من مایلم اینجا یادی بکنم از محمد جهان آرا، شهید عزیز خرمشهر و شهدایی که در خرمشهر مظلوم آن طور مقاومت کردند. آن روزها بنده در اهواز از نزدیک شاهد قضایا بودم. خرمشهر در واقع هیچ نیروی مسلح نداشت. نه که صد و بیست هزار (مانند بغداد) نداشت بلکه ده هزار، پنج هزار هم نداشت. چند تانک تعمیری از کار افتاده را مرحوم شهید اقارب پرست – که افسر ارتشی بسیار متعهدی بود – از خسروآباد به خرمشهر آورده بود، تعمیر کرد. (البته این مال بعد است، در خود آن قسمت اصلی خرمشهر نیرویی نبود) محمد جهان آرا و دیگر جوانهای ما در مقابل نیروهای مهاجم عراقی – یک لشکر مجهز زرهی عراقی با یک تیپ نیروی مخصوص و با نود قبضه توپ که شب و روز روی خرمشهر می بارید – سی و پنج روز مقاومت کردند. همانطور که روی بغداد موشک می زدند، خمپاره ها و توپهای سنگین در خرمشهر روی خانه های مردم مرتب می بارید، اما جوانان ما سی و پنج روز مقاومت کردند. بغداد سه روزه تسلیم شد ملت ایران، به این جوانان و رزمندگانتان افتخار کنید. بعد هم که می خواستند خرمشهر را تحویل بگیرند، دوباره سپاه و ارتش و بسیج با نیرویی به مراتب کمتر از نیروی عراقی رفتند خرمشهر را محاصره کردند و حدود پانزده هزار اسیر در یکی دو روز از عراقیها گرفتند. جنگ تحمیلی هشت ساله ما، داستان عبرت آموز عجیبی است. من نمی دانم چرا بعضی ها در ارائه مسائل افتخار آمیز دوران جنگ تحمیلی کوتاهی می کنند.


مقام معظم فرماندهی کل قوا 22/1/1382 نماز جمعه تهران


 


 


گوشه ای از وصیتنامه


 


 انقلاب بیش از هرچیز برای ما یک ابتلای الهی و یک آزمایش تاریخی و اجتماعی است و در جریان این ابتلا باید رنج، محرومیت، مصایب و ناملایمات را با آغوش باز بپذیریم و در برابر آشوبها و فتنه‌ها با خلوص و شهامت بایستیم و از طولانی شدن این ابتلا و افزایش سختیها و ناملایمات نهراسیم، زیرا علاوه بر اینکه خود را از قید آلودگیهای شرکین و وابستگیها، پاک و خالص می‌کنیم، انقلابمان و حرکت امت شهیدپرور، عمیقتر و استوارتر می‌شود و از انحراف و شکست مصون می‌ماند.


نوشته شده در دوشنبه 3/3/89ساعت 11:26 صبح توسط حنیف عباسیان نظرات ( ) | |

حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر امیرالمومنین


منزلت
و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام نشانگر
اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یک زن می‌تواند چنان بالا رود که مایه مباهات و
افتخار امام (علیه السلام) گردد. اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه
علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی می‌طلبد لکن در
اینجا فهرست‌وار، به ذکر پاره‌ای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام
و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.

مباهات حضرت
علی به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون
علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌کند و همسری با او
را برای خود فضیلت و ملاک برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های
سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد که حضرت برای اثبات
حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است
از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی که
حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است که «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة
الحطب و هیزم کش دوزخیان از شماست.»(1)

حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاویه
می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است که گوشت او با خون
و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)،
فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، کدامیک از شما سهم و بهره‌ای چون
من دارا هستید.»

* در جریان شورای شش نفره که خلیفه
دوم برای جانشینی وی را تعیین کرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا
در بین شما به جز من کسی هست که همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ
دادند: نه.(2)

* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه
دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است که
گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله
علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، کدامیک از شما سهم و
بهره‌ای چون من دارا هستید.»(3)

* در جریان سقیفه حضرت ضمن
برشمردن فضایل و کمالات خویش و این‌ که باید بعد از پیامبر، او رهبری و
هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبکر فرمود: «تو را به خدا سوگند
می‌دهم! آیا آن کس که رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود
خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبکر پاسخ داد:
تو هستی.(4)

فاطمه رکن علی است

از
مقامات ممتازی که مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه
علیهاالسلام می‌باشد رکن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی
الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیک یا ابا
الریحانتین، فعن قلیل ذهب رکناک.» (5)

چه تعبیر لطیف و زیبایی همان
تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن که فرمودند زن ریحانه است. پیامبر
نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام کلثوم] به زودی دو رکن
تو از دست می‌روند.»

حضرت علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به
ایشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء‌ یا بِنتِ مُحمد؟ کنت بِکِ اتعزی فَفیم
العَزاء من بعدک؟»؛ به چه چیزی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو
تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو به چه چیزی آرامش یابم؟

علی علیه
السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یکی از دو
رکن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این رکن دیگر
است.»

مددکار اطاعت الهی

انبیاء
و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات
الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همکار و دوست برای آنان کسی بود که در
این راستا به آنها کمک کند.

می‌خوانیم علی علیه السلام در پاسخ
پیامبر که سؤال کردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه
اطاعت از خداوند.»(6)

تمسک علی علیه السلام به
کلام زهرا علیهاالسلام

حضرت در حدیث اربع مائة بعد
از این که فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین
ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها
جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیکم بالدعا.»

حضرت زهرا
علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اکرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم
که او را یاری می‌کردند و زینت‌ها را رها کرده و لباس سوگ در بر
نموده‌اند، فرمود:«این حالت را رها کنید و بر شماست که دعا و نیایش
نمایید.»(7)

هنگام
ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در
پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزکارتر و گرامی‌تر و
نیکوکارتر از آنی که به جهت مخالفت کردنت با خود، تو را مورد نکوهش قرار
دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن
نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا
مصیبت تو بزرگ است مصیبتی که هیچ چیز و هیچ کس نمی‌تواند به انسان دلداری
دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»

با این که حضرت
علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت
مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسک می‌کند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه
طاهره علیهاالسلام بوده و این که تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و
از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

تنها تسلی
بخش علی علیه السلام

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب
به ایشان فرمودند:

«بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ کُنتُ بِکِ
اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِکِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر
محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

غضب
خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام

حضرت علی علیه
السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل نموده که ایشان فرمودند:

«انَّ
اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛
خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی
می‌شود.

«خدا
چنین خواست که او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شکیبایی
من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان که در جدایی تو
صبر کردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شکیبایی بر من سخت است. پس
از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید.
چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساکن
گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود که دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و
چه زود جمع ما را به پریشانی کشانید…

و در حدیث دیگر خطاب به
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:

« انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِکِ
وَ یَرضی لِرِضاکِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو،
خشنود می‌شود.

برگزیده پیامبر صلی الله علیه و
آله

حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا
علیهاالسلام خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قل یا
رسول الله عن صفیتک صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی که صفوه تو، مصطفی
و برگزیده توست رحلت کرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11)

تکرار
مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام
ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در
پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزکارتر و گرامی‌تر و
نیکوکارتر از آنی که به جهت مخالفت کردنت با خود، تو را مورد نکوهش قرار
دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن
نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا
مصیبت تو بزرگ است مصیبتی که هیچ چیز و هیچ کس نمی‌تواند به انسان دلداری
دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»(12)

مقدم
نمودن خواست فاطمه برخواست خویش

در هنگام وصیت حضرت
زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر
مبارک فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه می‌خواهی وصیت کن،
یقینا به عهد خود وفا کرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را
بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.» (13)

پایان
شکیبایی علی علیه السلام

علی علیه السلام که اسوه
صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را
چگونه اظهار می‌دارد، تا آنجا که بعد از دفن همسر گرامیش در حالی که حزن و
اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و
آله عرضه داشت:

«خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به رسول خدا
بپیوندد، پس از او شکیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته،
اما آنچنان که در جدایی تو صبر کردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم
شکیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ
گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا
خداوند مرا در جوار تو ساکن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود که دل را خسته و
غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی کشانید… اگر بیم
چیرگی ستمکاران نبود، برای همیشه اینجا [کنار قبر زهرا(علیهاالسلام)]
می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم
می‌راندم.»(14)

پی‌نوشت‌ها:

1-
بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.

2- نهج البلاغه.

3- طبرسی/
احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135.

4-
همان/ ص 123.

5- علامه الحافظ محب الدین الطیری، ذخائر العقبی فی
مناقب ذوی القربی/ چاپ بیروت دار المعرفه/ ص 56.

6- بحارالانوار/
ج43/ ص 117.

7- جوادی آملی/ زن در آئینه جمال و جلال/ ص42.

8-
رحمانی همدانی/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفی/ ص 578/ به نقل از مجمع
الروایة.

9- کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بیروت/ ج12/ ص111.

10-
همان.

11- نهج البلاغه/ فیض السلام/ خطبه 193.

12- سیدمحمد
کاظم قزوینی/ فاطمة الزهرا من المهد الی اللحد/ دارالصادق بیروت/ چاپ اول/
صص610- 609.

13- همان.

14- اصول کافی/ ج1/ ص 159.

"فصلنامه
پژوهشی و اطلاع رسانی نهج البلاغه"





نوشته شده در دوشنبه 6/2/89ساعت 8:9 صبح توسط حنیف عباسیان نظرات ( ) | |
پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان 1358 توسط دانشجویان مسلمان
پیرو خط امام و به اسارت گرفتن 53 نفر از اتباع آمریکا، ضربه محکمی به
حیثیت آمریکا زده شد و کاخ سفید سعی داشت به هر نحو ممکن این مساله را حل
کند. به موازات کوشش های دیپلماتیک، تحریم های اقتصادی و ... مساله طرح
تجاوز نظامی به جمهوری اسلامی در دستور کار قرار گرفت.

از همان روزهای اول تسخیر سفارت آمریکا در تهران، برنامه ریزی جهت نجات
گروگان های آمریکایی شروع شد و نود نفر از کماندوهای آمریکا به صحرای
اریزونای آمریکا اعزام شدند و بیش از 5 ماه تعلیمات پیچیده و فشرده ای را
پشت سر گذاشتند و پس از ناکامی همه تلاش های آمریکا در جهت حل بحران، نوبت
تجازو نظامی فرا رسید.

عملیات در غروب روز پنجشنبه 4 اردیبهشت 58 شروع شد و شش فروند
هواپیمای130-c و نود نفر از کماندوهای آمریکا موسوم به نیروهای دلتا، از
قاهره به ناو هواپیمابر Nimitz در دریای عمان منتقل شدند. طبق نقشه می
بایست هواپیماها به همراه 8 فروند هلی کوپتر در صحرای طبس فرود آیند و سپس
هلی کوپترها، کماندوها را به اطراف تهران منتقل کنند تا از آنجا با کامیون
ها و خودروهایی که از قبل توسط عمال داخلی و نفوذی آمریکا آماده شده بود به
اطراف جاسوسخانه انتقال یابند. اما یکی از هلی کوپترها پس از ورود به حریم
ایران اسلامی دچار نقص فنی شد و سرنشینان آن با هلی کوپتر دیگری خود را به
ناو نیمتیز رساندند و بدین ترتیب شش هواپیما و شش هلی کوپتر در صحرای طبس
فرود آمد, اما در حال سوختگیری جهت انجام مرحله بعد عملیات یکی دیگر از هلی
کوپترها دچار نقص فنی شد و با بهم خوردن برنامه ها رییس جمهور " کارتر"
دستور توقف عملیات که عملیات پنجه عقاب نام گرفته بود و عقب نشینی داد اما
در هنگامی که قصد بازگشت داشتند توفان شن برخاست و یک هواپیما و یک هلی
کوپتر با هم برخورد کردند و هر دو آتش گرفته و 8 تن از آمریکایی ها در آتش
سوختند.

حادثه طبس مصداقی از امدادهای غیبی الهی برای انقلاب اسلامی مردم ایران
بود که بار دیگر قدرت فائقه و مطلقه الهی و وهن و سستی کید و مکر دشمنان
خدا را آشکار ساخت.



برژینسکی در مورد حالت کارتر پس از دستور توقف عملیات شکست خورده پنجه
عقاب می نویسد:وی سرش را میان دو دست گرفت و به مدت چند ثانیه روی میز
گذاشت... ساعت 5 و پانزده دقیقه بود که کارتر خبر دیگری مبنی بر برخورد یک
هلی کوپتر با یک هواپیمای سی ـ130 و آتش گرفتن آنها دریافت کرد، این برخورد
همراه با تلفات جانی بود، کارتر باشنیدن این خبر مانند مار زخمی به خود
پیچید و آثار درد و نگرانی بر تمامی صورت او آشکار شد.





Image publishig <br onload=by Irdc.ir" border="0">





Image publishig <br onload=by Irdc.ir" border="0">







Image publishig <br onload=by Irdc.ir" border="0">
نوشته شده در دوشنبه 6/2/89ساعت 8:9 صبح توسط حنیف عباسیان نظرات ( ) | |

به گزارش خبرنگار اعزامی ایرنا به بندرعباس، در مرحله اول
این رزمایش قایق‌های تندروی سپاه اقدام به نمایش قدرت نظامی خود در منطقع
عمومی خلیج فارس کردند.

313 فروند از شناورهای تندرو، موشک انداز، راکت انداز، شناسایی ،
تکاوری سپاه در نخستین مرحله از رزمایش پیامبر اعظم (ص) 5 به انجام تاکتیک
های رزمی پرداختند.

حضور گسترده این شناورها تنها بخشی از قدرت منطقه یکم دریایی سپاه
پاسداران انقلاب اسلامی است که جلوه خاصی به این رزمایش بخشیده است.

در مرحله نخست این رزمایش ، شناورهای تندروی سپاه که دارای قدرت، سرعت،
تخریب، حجم آتش و توانایی اختفا در برابر رادارهای پیشرفته هستند، به دشمن
فرضی حمله کردند.

این شناورها به شکلی طراحی و ساخته شده اند که با آموزش افراد نظامی در
هر نقطه و هر مکانی می توان به سادگی از آنها استفاده کرد.

در این مرحله از رزمایش 50 فروند از شناورهای شناسایی، هدف خود در
آب‌های سرزمینی ایران که برای نخستین بار به شکل حقیقی طراحی شده است،
شناسایی کرده و سپس یگان تکاوران دریایی سپاه با هشدارهای پی در پی و
سرپیچی جنگی دشمن به این ناو حمله کرده و آن را محاصره و سپس تسخیر
می‌کنند.

دستگیری یگان رزمی ناو دشمن فرضی، مهمات گذاری و انهدام آن توسط یگان
های شناوری و تکاوری بخش دیگری از نخستین روز رزمایش پیامبر اعظم (ص) 5
بود.

این رزمایش در ادامه تمرین های نظامی نیروهای مسلح برای ارتقا توان
دفاعی کشور و حراست از آب های نیلگون خلیج فارس صورت می گیرد.

سیام **1193**9103




انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / کد خبر

1071008

نوشته شده در جمعه 3/2/89ساعت 1:16 صبح توسط حنیف عباسیان نظرات ( ) | |




شلیک
دهها فروند موشک بهینه سازی شده دراولین روز رزمایش پیامبر اعظم(ص) 2






دوش
پرتاپ

نوشته شده در جمعه 3/2/89ساعت 1:15 صبح توسط حنیف عباسیان نظرات ( ) | |